تبليغاتX
جوانان ودين گريزي
فکر کنم کمکم دارم می فهمم چرا جوونا دارن از دین فرار می کنن
خودم هم دیدم متکبران رو...
دیدم بد اخلاقان رو ....
دیدم برخی دینداران رو....
دیدم ریا کاران رو ....
دیدم حق خواران رو...
دیدم کافران رو ؛دیدم
ولی باز میگم من برای غیر او مسلمان نشدم که برای غیر او کافر شوم !!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
نمی دونم این آمریکا به چیش مینازه
به فسادهای مالی و اخلاقی کشورش!
به آمار جنایات !
به زور گویی و کشتارهاش!
به...
راست می گی تو ایران خودمونم همه اینا هست ولی حس میهن دوستیت کجاست !
نباید همایت کنی !
جامعه در حال اصلاح شدن بهتره یا جامعه تو سری خور زیر سلطه ؟!!
اصلا اینها رو ولش کن !
ببین کی با علی (ع) همراه با اون باش ؛ با تمام وجود !!!
خدا کنه آقا بیاد مارو از این سر در گمی نجات بده...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
وقتی نشستم پای تلوزیون فقط گوش می کردم...
نمی دونستم چی بگم هر چی دلش می خواست می گفت بدون اینکه ذره ای به دیگران احترام بگذاره ...
هر لحظه که می گذشت احساساتم بیشتر تحریک می شد ....
تا اون جایی که دیگه طاقت نیاوردم و از خونه زدم بیرون ...
بچه ها بیان اگه به چیزی هم اعتقاد ندارم به اعتقادات دیگران توهین نکنیم
یا علی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

من دنبال یک نفر می گردم که به من در نوشتن و تکمیل این وبلاگ یاری بده لطفا اگر مایلید با من همکاری کنید با من در تماس باشید

                                                                                                                  مچکرم

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

دوستان من هنوز هم منتظر نظرات شما هستم تا با راهنمایی های شما یک وبلاگ مفید برای خود شما داشته باشم  پس بانظرات خود من را همراهی کنید .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
به تمام دوستان خوش آمد مي گم ما رو از نظرات پر بار خود محروم نكنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 تیر1385ساعت 6:4 قبل از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
دوستان به نظر بنده ی حقیر اصلی ترین علت گریز جوانان از دین خانواده است ولی قبل از آن

عاملی وجود دارد که این خانواده را دچار مشکل کرده وآن سیاست است .

این سیاست همان سیاستی است که برخی کشورهای غربی از وقتی که ایران را شناختند

علیه ما دارند استفاده می کنند .

ما باید قبول کنیم که به هر حال اسلام وقوانین موجود در آن با سیاست های پول پرستان و

قدرت دوستان مطابقت ندارد در نتیجه باعث می شود سدی محکم در برابر این گروه قرار

گیرد .

این سد به این صورت در مقابل آنها قرار می گیرد که :

مردم غرب می بینند ملل مسلمان هیچگاه زیر بار ظلم نمی روند و پول دوستی را منفور می

دانند ودر نتیجه این تفکر که به سود عموم مردم (البته عموم مردم مستضعف) وبه ضرر گروه

نام برده است سبب می شود مردم مستضعف که بخش عظیمی از جامعه را تشکیل می

دهد علیه گروه مادی قیام کنند .

این را گفتم تا بدانید خراب کردن اسلام برای سرمایه داران از چه اهمیتی برخودار است .

در نتیجه این افراد مادی در پی روشی برای تخریب این سد رفتند .

وسرانجام نقطه قوت را پیدا کردند و سعی کردند آن را به نقطه ی ضعف تبدیل کنند .

این نقطه ی قوت خانواده بود.

آنها می دانستند که وقتی خانواده در پرورش فرزند خوب عمل کند دگر نمی توانند به این فرزند

آسیب روحی برسانند بنابراین با دست گذاشتن به روی زخم دیرینه ی ملت ما (به عنوان

اسلامی ترین کشور دنیا ) ما را آزردند . به نظرشما چه کردند....

بله آنها آمدند و تجمل گرایی را به جوانی که می خواست تشکیل خانواده بدهد آموختند.

(یه چشمه از این تجمل گرایی همین مهریه های کلان است )

سرانجام استارت بدبختی کشور ما زده شد و بعد مدتی نه چندان طولانی به سرانجام رسید

وضع کنونی را به وجود آورد .

زیرا که دیگر جوان وقتی برای پرداختن به نیاز روحی خود نداشت وفقط تلاش می کرد تا بتواند

نیاز جسمانی خود را بر طرف کند واین فقط در شرایطی ممکن بود که آن جوان پول زیادی در

جیب خود داشت .پس فقط در تمام عمر فکر و ذکرش بدست آوردن پول بود .(این مربوط به

پسرا بود)

دخترها هم به دنبال شوهری افتادند که پول دار باشد تا در برابر دوستشان به اصطلاح کم

نیارند .

این همان چیزی بود که آنها می خواستند .

زیرا در این شرایط دیگر امر ازدواج بسیار دشوار می شد در نتیجه جوان برای ارزای خود دست

به عملی می زند که خودتان بهتر از من می دانید .

خب بقیه ی گناه ها نیز به همین شکل زنجیره وار در پی آن آمدندو

دیگراسلام یاری دهنده ٬ به اسلامی تبدیل شدکه سدمحکمی

دربرابر جوانان (پاره های تن ) 

خودبود . دیگر اسلام نمی گذاشت جوانان به خواسته های خود برسند (گناه خواسته ی

جوانان شده بود) واین در حالی بود که همین اسلام با قوانین خود هم جلوی گناه را می

گرفت و هم امر ازدواج را سهل می کرد .

فعلا والسلام ....

بشین یه ذره فکر کن سریع موضع نگیر نظر هم بدین .....

مطمئن باش بدبختی ما از همین جا شروع شد .....

+ نوشته شده در  جمعه 2 تیر1385ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
می ر سد آن روز که مهدی فاطمه بیاید و جهان را گلستان کند و دست مهربانش را بر سر همه ی ما بکشد..

بچه بیایید دعا کنیم...

همان جا که هستی ترو خدا یه اللهم عجل لولیک الفرج بگو
د بگودیگه
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
باید کشت کسی را که شما جوان ایرانی را از اصالتت واز فرهنگ گسترده ات دور کرده....
میدانی چرا؟!!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
 

داشتم در کوه قدم میزدم که نا گهان آن صحنه را دیدم نمی دانستم چه کنم البته به من گفته بودند چه باید بکنم ولی از طرفی دلم برایشان به خاطر جهلشان می سو خت واز طرف دیگر میدیدم اعتقاداتم دارد زیزپا له می شود بار خدایا چه کنم .......

این قسمتی ازیک نامه ی بسیجی مظلومیست که با یک گناه رو به رو می شود دوست دارید بدانید چه می گوید.

اگر می خواهید بگویید تا بنویسم اگر نه چیز جالب دیگری برای گفتن بیابم.

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
 

 

من می گویم می شود مسلمان بود و به بسیاری از علایق درست انسانی پاسخ داد ولی جوانان امروز می گویند که نمی شود.

شماچه می گویید؟

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
علت اصلی گریز از دین چیست؟

ترس از محدودیت؟

مسائل سیاسی؟

مسائل خانوادگی؟

جامعه؟

شما من را یاری کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
شما بگوئید :


اول از خدا بگم یا از علل دین گریزی

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 6:4 قبل از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
                                                                                                                          

    سایت بی نظیر ترفندستان برای رفع مشکلات شما در هنگام  کار   بارایانه             

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

و...

اینم خوبه

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
سایت جالب دیگر
+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
یک سایت مذهبی بسیار خوب
+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 5:14 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

خدا=عشق=دیوانگی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

من شما را به گونه ای با خدا آشنا می کنم که به لطف خدا از این پس شما خداپرستی آگاه شوید

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

سید علی خامنه ای دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
 

سید علی خامنه ای

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

سایت خود را در اینجا معرفی کنید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
اگر نظریه ی جدیدی در باره ی وجود خدا دارید ارائه کنید تا با هم دیگر برای شناخت خدا همکاری کنیم
+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
شما عزیزان می توانید اشعار کوتاه خود را در صندوق نظرات ما قرار دهید تا آنها را در صفحه ی اول وبلاگ قرار دهیم
+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 

کاش معشوقه ز عاشق طلب جان میکرد            تاکه هر بی سرو پایی نشود یار کسی

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
امام علی (ع) می فرمایند :

زمانی که فقر از در وارد می شود ایمان از پنجره خارج می شود.

+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
به دوستان جدیدم که از سایت http://www.sonycard20.com/chat/flashchat.php امده ند خوش آمد ویژه می گویم لطفا حضور خودتان را با نوشتن نظر اعلام کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 3:49 قبل از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
امام صادق(ع) می فرمایند:

هرکس بندگی خدا را کند خداوند اشیاء را به بندگی او در خواهد آورد.

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  | 
از اینکه تا الان به موضوع اصلی وبلاگ نپرداختم تعجب نکنید .
دلیلش را بعدا خواهید فهمید...
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1385ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط مسعود_امجديان  |